خرید بک لینک
اگر که منتظری، از گناه صرف نظر کنبیا به خاطرم از اشتباه صرف نظر کنبه یک نگاهِ حرامت دلم شکست دوبارههم از گناه و هم از آن نگاه صرف نظر کنبه خود بیا... به گناهی مرا معاوضه کردی؟!از آنچه برده تو را قعر چاه صرف نظر کنچگونه مرگِ عزیزان خویش دیدی و خوابی؟!نرو دگر به سوی پرتگاه، صرف نظر کنپناه و حاجت خود را مبر به منزل دیگربه غیر ما تو ز هر جایگاه صرف نظر کنبه کربلا برو و از هر آنچه خیرِ دگر هستبه جز زیارت آن بارگاه صرف نظر کنبیا برای حسین و غمش دو ماه بگرییمز کارهای دگر این دو ماه صرف نظر کنفدای صوت ضعیعش که رو به قاتل خود گفت:هنوز زنده ام، از خیمه گاه صرف نظر کنهر آن که رفت به مقتل سریع صرف نظر کردآهای شمر نرو قتلگاه، صرف نظر کنبه روی عرش معلای سینه اش ته گودال...به چکمه ات نرو، ای روسیاه صرف نظر کن محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 14:49

بدتر از شام، غمی بین مصیبات نبودبین این شهر، کسی اهل مراعات نبودجگرم سوخته، بعد از سه شب و روز، حسینحق ما دیدنِ دروازه ی ساعات نبودمردها مست و زنان جامه ی نو پوشیدندشام که جای گذر کردنِ سادات نبودتا شنیدیم، فقط فحش و اهانت بودهبر لب هیچ کسی ذکرِ تحیات نبودنیزه ها را وسط قافله می آوردنددر مسیری که بجز لشگر الواط نبوددر برِ ناقه ام ای کاش علی اکبر بودسایه ی بر سر این قافله، هیهات نبودبین اطفال هراسان، سر بازار شلوغسهم زینب به خدا غیر مکافات نبودبا که گویم که رساندند مرا بزم شراببدتر از این غمِ جانسوز، مجازات نبودباده را روی لبت ریخت و شد آب وضوبی خیالت ولی آن دشمن بد ذات نبودبی سبب نیست جراحات لبت بدتر شدچوب دستی که مداوای جراحات نبودچند موضع ز دهانت شده پرخون و غمی...بدتر از این به دل اهل مناجات نبودبست احرام رقیه که به وصلت برسدگرچه این وادیِ ویران شده میقات نبود محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: شنبه 20 مرداد 1403 ساعت: 19:13

بعد از غمی که بین گلو استخوان شدههر صحنه ای برای دلم روضه خوان شدهدر دست های خادمه ی خانه، بازهمیک ظرف آب دیدم و اشکم روان شدهبا دیدن حصیرِ کف حجره، زانویم...بین نمازِ نیمه شبم ناتوان شدهدیدم گرسنه مانده کمی شیرخواره ایقلبم پر از شراره چون آتش فشان شدهدیدارِ صنف و حجره ی غصاب های شهرخیلی غم بزرگ و بلایی گران شدهسخت است دیدن گلویِ خونی پدرآن گونه که به لحظه ی دفنش بیان شدهگفتند روی نی پدرت سنگ می خورددیدند پای نی، پسرش نیمه جان شدهسخت است بین شام ببینی در ازدحاماز آن چه ترس داشته بودی، همان شدهدیدم که عمه ام که امان قبیله بودافتاده زیر ضرب کتک، بی امان شدهجز من که دیده گوشه ی ویرانه، خواهرشدر سن و سال کودکی اش قدکمان شده؟!گرمای زهر را به دل سوخته چه کاربعد از چهل بهار که قلبم خزان شدهدیدند وقت غسلِ تنم، جای سلسلهدر زیر جامه، بر پر و بالم عیان شده محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 16:49

دانلود سبک شعر محترم شدم به زیر این پرچمخوب و بد رو باز خرید حسین درهمگرچه غرق در گناهیتنها و بی سرپناهیفرّو الی روضهفاطمه میکنه دعوتهرکسی میاد تو هیئتفرّو الی روضهسیدی مولا مولا مولاتا ابد به این آقا بدهکارمزندگیمو از امام حسین دارممیشنوی صدای قلبمهر تپش میگه منظمحسین حسین جانمکاش میشد کربلا باشماربعین پایین پا باشمحسین حسین جانمسیدی مولا مولا مولاگریه میکنم به یاد اون ساعتکه عزیز فاطمه میشه غارتتوی اون گودی گودالپیکرش میشه لگد مالجلو چشم زینبجون میده با لب عطشانمیکنن تنش رو عریانجلو چشم زینبسیدی مولا مولا مولا محمد مهدی شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 16:49

میان خنده ی دشمن گرفتارم به دشواریکنار علقمه جان می دهی یارم به دشواریمرا انداخته داغت علمدارم به دشواریچگونه از نگاهت تیر بردارم به دشواریمیان آسمانم ماه بودی، مُنشقت کردندبه ضرب گرز سنگینی به حیدر ملحقت کردندخمیده آمد سویت، تنت را مختصر دیدمنشستم بر تن آشفته ات چون ابر باریدمچنان مصحف دو دستت را به اشک دیده بوسیدمچرا شرمنده ای؟! از آب که چیزی نپرسیدمبه پای عهد خود آخر گذشتی از سر و جانتخودم دیدم که مانده روی مشکت جای دندانتدو بالت شد جدا از پیکرت با ضربه ی شمشیرکمانداران رها کردند از چله هزاران تیراگرچه پیکرت شد از هجوم تیرها تسخیربه چوب پرچمت تیری نخورده ماه عالمگیرسه شعبه، دیده ات را زیر و رو کرده ابوفاضلسکینه دیدنت را آرزو کرده ابوفاضلنمانده خیلی از آن قد و بالای دل آرایتنمانده چیزی از آن چشم های ناز و زیبایتتو که تا علقمه رفتی چرا خشک است لب هایت؟!یل ام البنین، زهرا شود دیگر پذیرایتپس از غم های طولانی بیا یک خواب راحت کنسرت را روی دامانش گذار و استراحت کنبرای ماندن و برگشتنت انگار راهی نیستمیان خیمه، غیر از چند تا کودک، سپاهی نیستبرای زینبم بعد از کفیلش تکیه گاهی نیستعمود خیمه ات را می کشم، یعنی پناهی نیستببین عباس این زن ها ز بس که آبرومندندگره روی گره بر روسریِ خویش می بندندنصیبت علقمه بود و نصیبم می شود گودالچه گودالی که خواهد شد ز سنگ و نیزه مالامالامان از هتک حرمت ها، امان از غارت و جنجالشود در پیش چشم اهل خیمه پیکرم پامالدو چشم نافذت را بستی و خون شد دلم عباسقد رعنای کوچک گشته ات شد قاتلم عباس محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 16:49

شب آخر شده و فرصت ما در گذر استزینبت سخت بهم ریخته و خون جگر استبیشتر در برم ای یار مناجات بخوانچشم بر هم بزنی سوره ی فجرم، سحر استروی شاداب و رخ ماهِ برافروخته اتهمه از شوق رسیدن به وصال پدر استشده که وقت دعا باشد و یادت نکنم؟!یادت ای مونس قلبم، همه جا در نظر استچندمین بوته ی خار است که امشب کندی؟!حق بده که دل من مضطرب و شعله ور استجدمان گفته چه سخت است غم روز دهمخواهرت از همه ی واقعه ها باخبر استنه غمت هست چو یحیی و نه چون اسماعیلغم قربان شدنت، سخت تر و سخت تر استظهر فردا که شود از غم سقای حرمدست من روی سر و دست تو روی کمر استبا غم سینه و با تیر سه شعبه چه کنم؟!آن که هر شعبه ی آن شاخه ای از میخ در استنکند حنجرت از پشتِ سرت ذبح شودنکند بوسهی من زیر گلو دردسر استعصر فردا بدنت زیر سم اسبان استمکن ای صبح طلوعِ به لبم بی ثمر استمی نویسند تواریخ پس از رفتن توخواهرت با عمر سعد و سنان همسفر است محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 4:15

رفته ام تا پرتگاه اما خدا نگذاشتهلطف او هرگز مرا بر خویش وا نگذاشتهدوست دارم عادت او را که بنده پروری استفرقی اصلا بین دارا و گدا نگذاشتهکارِ این صاحبکرم همواره دارد حکمتیبنده ای را بی جهت در تنگنا نگذاشتهشد مقرب هر کس که بعد از توبه اشعهد خود را با خدایش زیر پا نگذاشتهنیمه شب ها بی قراریم و برای عاشقانخواب راحت، دوری از کرب و بلا نگذاشتهسربلند عالم است آن کس که وقت بندگیسر به جز بر تربت خون خدا نگذاشتهکِشتی این روضه ها امن است و ظلمت بارهاخواست غرقم سازد اما ناخدا نگذاشتهاو که باب رحمت و باب نجات امت استبین سختی ها مرا هرگز رها نگذاشتهدوستان رفتند از دورم، فقط مانده حسینباز هم تنها مرا آن باوفا نگذاشتهروضه ی لب های خشک و تشنه اش در کربلاروزِ خوش اصلا بر اهل کبریا نگذاشتهمادرش اینجاست برگردان سخن را روضه خوانخنجرش را شمر اصلا بر قفا نگذاشتهپیکرش حتما کفن شد، آن تن صدپاره را...حضرت سجاد، بین بوریا نگذاشته محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 4:15

کنجِ تنورم، خواهرم زینب کجایی؟قطعا تو هم بر رنج و سختی مبتلاییدیدی دوتایی بوی خاکستر گرفتیمدیدی دوتایی سوختیم از این جداییکرده رخت را ارغوانی، تازیانهکرده رخم را رنگ خون، ضرب عصاییدیدم زمان غارت افتادی به زحمتاز کربلا دیدی چه کربی چه بلاییالحق که زین العابدین را حفظ کردیخواهر نشان دادی که دخت مرتضاییدر وجه مادر بودی اما با قد خم...بیش از گذشته جلوه ی خیرالنساییخیرش دهد حق همسر خولی رسیدهتا که سرم را بخشد از گرما رهاییخواهر ندیدی مادر آمد، با حضورشپر شد کنارم عطر یاسِ جان فزاییروضه به پا کرده برایم کنج حجرهاشکش شده بر زخم لب هایم دواییمریم، خدیجه، آسیه جمعند این جاخالی است جایت بین این محفل، کجایی؟!غصه نخور جسمم اگر که بی کفن ماندشاید مهیا شد برایم بوریاییدلتنگ صوتم هستی و از روی نیزهمی خوانم از قرآن برایت آیه هاییباید بسوزیم و بسازیم از غم هجرتا اربعینی که به دیدارم می آیی محمد جواد شیرازی

برچسب: نویسنده: آرین فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 4:15

صفحه بندی